اما من ...
کبریت را ترک کرده ام
سیگارم را با سیگار قبلم روشن میکنم ...

چه تلخ است بعد ازسالها جست و جونیمه گمشده ات را کامل بیابی....
همه رو پلکای من غبار غم دیدن
ولی من تا تورو دیدم دوباره خندیدم
.
.
.
عشق ما دوتا چه شاعرانه بود ~ شب کنار تو چه عاشقانه بود
قبول کردی که پیش من بمونی ~ مث ماه که به ستاره قانع بود

حسرتم از روزهاییه که
بودن و بودی
رفتن و رفتی
اومدن و نیومدی
میان و نمیای ....
(م . افشار)

سیگارش را می گذارد زیر لبش و می گوید :آتیش داری ؟!
جواب می دهم : توی جیبم که نه
ولی در دل ام دارم ... به کارت می آید ؟!
به سلامتی " اونـهـایـی" کـه روی شـونـه هـامون گـریـه کـردن و نـوبـت "ما" کـه شـد، دیـگـه نـبـودن . . .
• بالــش خودم را ترجیح میدهم شــانه هایت مثل بالش های مسافرخانه است
خـــــــــــــوب می دانم ســــر های زیــــادی را تکیـــــــــه گاه بوده است...!
سلامتیه پسرا نه واسه ریش و قدشون، واسه معرفتشون...!
سلامتیه دخترا نه واسه چشمای نازو پوستای صافشون، واسه قلبای پاکشون...!
سلامتیه خودم نه واسه این حرفام، واسه اینکه مرهم ندارم واسه دردام...!
خدایا
کسی را که قسمت کس دیگریست سر راه ما قرار نده
تا شبهای دلتنگیش برای ما باشد و روزهای خوشش برای دیگری